تبلیغات
"لحظه ای صبر...ظهور نزدیك است"

"لحظه ای صبر...ظهور نزدیك است"
*** یا رب الحسین به حق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه***
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در باره ی مطالب این وبلاگ چیست؟





بسم ا... الرحمن الرحیم

بانوی آسمانی:
{1- خطابه فدكیه؛ منشور شیعه}


"دختر رسول خد ا(ص) برای من الگویی نیكوست"
حضرت مهدی(عج)



سلام دوستان عزیز ،دراین بخش تصمیم گرفتیم  با توجه به نزدیكی شهادت دخت مكرم رسول خاتم ،محمد مصطفی (ص)،
فاطمه زهرا (س)


 سلسله مطالبی را در خصوص بانوی دو عالم  و وقایع بعد رحلت رسول ا... (ص) و ظلم صورت گرفته بر ایشان داشته باشیم ،امیدواریم مطالب به اندازه  كافی روشنگر و مفید باشدو بتوانیم قدمی ناچیز در ادای دین به رسول ا... (ص)و اهل بیت ایشان (ع) برداریم .بسم ا...

درب مطهر منزل حضرت زهرا(س) در مسجد النبی - مدینه منوره
    "خدایا لعنت كن نخستین ستمگری را كه بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین
كسی گه او را در این زور و ستم  پیروی كند"


خطابه فدكیه؛ منشور شیعه

 خطابۀ فدکیه:[1] حضرت در یکی از روزهای جمعه، گردهمایی مسلمانان در مسجد را غنیمت شمرده و به اتفاق گروهی از زنان همراهش، بر ابوبکر که گروه بسیاری از مهاجرین و انصار بر او گرد آمده بودند وارد شد و از پشت پرده سخن آغاز کرد و پس از حمد و ثنای پروردگار و یادآوری نعمت اسلام و قرآن، فرمود:

     «...خداوند شما را به دست پدرم محمد(ص) نجات بخشید، با آن که او خود سخت مبتلا به ددانِ مردمی صورت و گرگان عرب و سرکشان از اهل کتاب بود. هرگاه و بیگاه که آتش جنگی می افروختند خدا آن را خاموش می گردانید و هر دم که شاخ شیطان از نهانگاه خود می دمید و یا اژدهایی از مشرکین دهان می گشود، برادر خود را در کام آن می افکند و او نیز تا با مشت مردانۀ خود آن را له و نابود نمی کرد و از آب تیغ برّان، آتش آن را نمی نشانید دست بردار نبود. فرسوده و رنج برده ای در راه حق و سخت کوشی در طریق انجام فرمان خدا بود، خویشاوندی نزدیک به رسول او و سروری بر اولیاء و دوستداران پروردگار. همواره دامن کوشش به کمر زده داشت. ناصحی جدی و پندآموزی ساعی بود، در حالی که شما در آن احوال پر مخاطره، در رفاه عیش غنوده...و نبرد را می گریختید. اما همین که خداوند برای پیامبر خود خانۀ جاویدان انبیاء و مأوای همیشگی برگزیدگان خویش را اختیار کرد، دشمنی و نفاق پنهان شما آشکار شد و جامۀ دین به کهنگی گرایید. خشم فرو خوردۀ گمراهان به سخن آمد و گمنام مردمان بی مایه دعوی نبوغ کرد و نازپروردۀ تبهکاران صدا در گلو انداخت و در صحن خانه هایتان به جولان آغاز کرد. شیطان سر خود از سوراخ به در آورد و شما را به سوی خود آواز داد. دید که دعوت او را به قبول پاسخ می گویید و در او نظر به عزت می نمایید. از شما خواست که به پا خیزید، دید که چه سبک برخاستید. داغتان کرد، دید که چه آتشین مزاجید و به دنبال این وسوسه ها، به غصب، داغ بر شتر دیگران نهادید و به ستم، مرکب خود را در نوبت دیگران به آب بردید. با آنکه از عهد و قرار چیزی نمی گذشت و دهانۀ زخم، سخت گشاده و پیکر پاک رسول خدا(ص) هنوز به خاک نرفته بود، خود را پیش انداختید و بهانه کردید که از بیم بروز فتنه چنین و چنان کرده اید. آگاه باشید که در میان فتنه فرو افتاده اید و جهنّم از هرسو بر کافران احاطه دارد[2]... قرآن را پشت سر انداختید. آیا خواستید که از آن روی بگردانید و یا چیز دیگری را در قبال قرآن یافتید و بر وفق آن حکم می دهید؟ بدانید که حکم بر خلاف قرآن برای ستمکاران نیکوبدلی نیست و هرکس که جز اسلام دینی جوید هرگز از او پذیرفته نگردد و در آخرت از زیانکاران است.[3] آیا حکم جاهلیت را می جویید در حالی که از خدا نیکو داور کیست برای گروهی که بی گمان و شک بر ایمانند». آنگاه خطاب به ابوبکر فرمود: «ای ابن ابوقحافه، آیا در کتاب خدا آمده که تو از پدرت ارث ببری ولی من از ارث پدر بی بهره باشم؟  «...هرآینه كاری زشت آورده ای»[4]، آیا شما با عهد و قصد کتاب خدا را پشت سر انداخته و از آن دست کشیده اید؟ مگر خداوند در قرآن نفرمود که:  «و از داود، سلیمان میراث برد».[5]  در بارۀ یحیی بن زكریا می فرماید: «ببخش از جانب خود مرا سرپرستی(فرزندی) كه وارث من و وارث آل یعقوب باشد».[6] و نیز می فرماید: «بر شما مقرر است كه چون یكی از شما را مرگ رسد، برای والدین و نزدیكان به نیكی وصیت نماید و این حق است بر پرهیزگاران».[7] حال پنداشته اید که مرا از مال پدر بهره و ارثی نیست؟ مگر خداوند شما را به آیه ای از قرآن مخصوص کرده و پدرم را از حکم آن خارج ساخته است؟... یا آنکه شما خود را از پدر و پسر عمم به احکام خاص و عام قرآن آگاه تر می دانید؟ حال که چنین است، بگیرید آن را چون مرکبی مهار کرده و جهاز برنهاده، اما روز حشری نیز هست و با تو روبرو خواهد گردید که خدا چه خوش داوری است و محمد(ص)  چه نیکو مدعی و دادخواهی و رستاخیز چه نیکو میعادگاهی. در آن زمان است که تباهکاران زیان کنند و دیگر پشیمانی سودتان نبخشد و هر خبری را قرارگاهی است. بزودی خواهید دانست آن کس را که عذاب رسواکننده اش فرو گیرد و شکنجۀ پاینده بر اندرونش ریزد».

«...اینک محمد(ص) رحلت کرده است. فاجعه ای سخت سهمگین بود که بر همه جا غبار غم پاشید. فقدانی که هرگز پر نمی شود و شکافی که هرگز جبران نخواهد گشت. با غیبت او پهنۀ گیتی به سیاهی نشست و در مصیبت او اختران آسمان نقاب کسوف بر چهره کشیدند. امیدها در ناامیدی نابود گردید و کوهها از هم فرو ریختند. حریم ها از میان رفت و حرمت ها تباه شد که مرگ او همان بلای بزرگ و آن مصیبت عظمی بود که بر ما فرود آمد که هیچ فاجعه ای به پایۀ آن نرسید، لیکن پیش از این، قرآن کتاب خدا جلّ شأنه آن را به صراحت یاد کرده و فرموده بود: و محمد جز پیامبری نیست که پیش از وی پیامبرانی بوده اند، پس اگر بمیرد یا کشته شود بازپس می گردید؟ و هرکس که بازگردد، هرگز خدای را زیانی نرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد[8]...».

آن حضرت سپس انصار را مخاطب قرار داده و از سکوت ایشان نسبت به وقایع پیش آمده به شدّت انتقاد کرد به طوری که مردان و زنان حاضر آنچنان گریستند که هرگز دیده نشده بود.این سخنرانی و گفتگو با انصار در مسجد، اوضاع نگران کننده ای را باعث گردید، و بر بسیاری از مسلمانان نشانه های پشیمانی آشکار گردید و میان خود از مظلومیت او و از برخورد زبونانۀ خویش، و حق علی(ع) در خلافت، به سخن پرداختند... و گروهی از ایشان فریاد «علی، علی» را سر دادند.[9]

در اینجا، ابوبکر ترسید که مبادا کنترل اوضاع از دستش خارج شود، بنابر این بر منبر رفت و به تهدید و وعده و وعید متوسل گردید و نسبت به هر گونه حرکتی علیه وضع موجود هشدار داد. «ندم قوم من الأنصار علی بیعته و لام بعضهم بعضاً و ذكروا علی بن أبی طالب...بعضی از انصار که بیعت کرده بودند پشیمان شدند و بعضی بعضی دیگر را ملامت می کردند و علی بن ابی طالب را یاد می نمودند».[10] در اثر افشاگری های مداوم حضرت زهرا(س) در میان مردم در پوشش سوگواری، خانه علی(ع) به کانون تجمع مخالفان تبدیل شد و تعداد مردانی که گرد علی جمع شدند، به سرعت از سه تن به یازده تن رسید (علی(ع) فرمود که اگر این تعداد به چهل می رسید قیام می فرمود.) بنابر این حزب نفاق احساس خطر کرده و تصمیم گرفت به این کانون حمله كرده و آن را متلاشی سازد.  

«آنان در تهاجم به خانه دو گزینه را پیش بینی کرده بودند:

1-خروج بدون مقاومت علی(ع) از خانه و بیعت با ابوبکر، که در این صورت دیگر گریه های فاطمه(س) تأثیری نخواهد داشت.

2- مقاومت علی(ع) که در این صورت بهانه ای برای از میان برداشتن ایشان یافته بودند...

اما حضرت زهرا(س) با حضور در پشت در، گزینه سومی را در پیش روی مهاجمان قرار می دهند که محاسبات آنان را در هم می ریخت، بنابر این دست به اقداماتی می زنند که بعدها خود اظهار پشیمانی می کنند. به خانه هجوم بردند و مصائب سنگینی از ایشان سر زد و در تاریخ لکه ننگی برای آنان شد».[11]

 

[1] -این خطبه بسیار مهم، از منشورهای شیعه است.

[2] -اشاره به آیۀ49 از سورۀ توبه.

[3] -آل عمران؛85.

[4] - سوره مریم؛ 27.

-نمل؛16.[5]  

[6] - مریم؛ 6.

[7] - بقره؛ 180.

[8] -آل عمران؛144.

[9] - امیرالمؤمنین(ع) از بیم نابسامان شدن بیشترِ وضعیت، ایشان را به سکوت و آرامش فرا خواند، چرا که موج ارتدادی خارج از مدینه را فرا گرفته بود و پایتخت اسلام را تهدید می کرد-از منبع.

[10] -الموفقیات للزبیر بن بکار؛ ص583.

[11] - مهار انحراف؛ مهدی طائب

برگرفته از:www.asraar.ir.

 با ما همراه شوید....


با التماس دعا و صلوات بر محمد و آل محمد




طبقه بندی: بانوی آسمانی{فاطمه (س)}،
[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:55 ق.ظ ] [ M.H & M.H ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:
هر آینه شادی خداوند از توبه بنده خود بیشتر است تا شادی نازایی که بچه بدست می آورد و گم کرده‌ای که گمشده خود را می‌یابد و تشنه‌ای که به آب می‌رسد.

**************
.
"َاللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ

وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ "

**************

"خدایا لعنت کن نخستین ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسى که او را در این زور و ستم پیروى کرد"

**************

"اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

**************

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

ایران رمان